دلنوشته ای بعد از سی و اندی خدمت در اموزش و پرورش

خرید بک لینک

به نام خالق هستی بخش
بی مزد بود و مِنَّت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدومِ بی عنایت
رندانِ تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
و اینک پیام من:
بعد از سی و اندی کار در دستگاه آموزش و پرورش، ( خصوصاشهر تهران)دیگر شعار های دلفریب مرا نمی تواند فریب دهد.
ذوق منصب دیده را اندیشه ای از عزل نیست
ازدویدن نیست مانع طفل را افتادگی
این پیشنهادی جدی است برای وزیر محترم؛ قبل از آسیب نهایی به نیروی انسانی وحذف افراد دلسوزبا نوع مدیریت فعلی ؛ شهر تهران را دریابید.
از ما که گذشت
وقتی “باختم” مسیر را “یافتم”!
در بزرگراه زندگی همواره “راهت” “راحت” نخواهد بود!
هر “چاله ای” “چاره ای” به من آموخت!
“دوباره” فکر کن، فرصتها “دوبار” تکرارنمی شوند!
برای جلوگیری از “پس رفت”،”پس باید رفت” …
ماندن همیشه خوب نیست.
رفتن هم همیشه بد نیست.
گاهی رفتن بهتر است.
گاهی باید رفت.
باید رفت تا بعضی چیزها بماند.
اگر نروی هر آنچه ماندنی ست خواهد رفت
اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.
گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد.
مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور
و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت.
مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند
رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی
و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی، بمانی
برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گران بها کند.
برو و بگذار پیش از این که رفتنت دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت شود.
برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش دل کسی که شکستن غرورت برایش
از شکستن سکوت آسان تر باشد.
عشقت را بردار و برو
خوب برو …
زیبا برو …
فضل اله کیارستمی
۱۳ تیر۱۴۰۲

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 18:56 توسط فضل الله کیارستمی  | 

رهبری اثر بخش در سازمان های آموزشی...

ما را در سایت رهبری اثر بخش در سازمان های آموزشی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:14

صفحه بندی